نهههه شکل اون درست نکنننم از خلاقیت خودت استفاده کن و با توجه به این داستان تیکه هاشو درست کن روزی پیر ما با جمعی از همراهان به در آسیابی رسید. افسار اسب کشید و ساعتی درنگ کرد؛ پس به همراهان گفت: میدانید که این آسیاب چه میگوید؟ می گوید: معرفت این است که من در آنم گرد خویش میگردم و پیوسته در خود سفر میکنم تا هر چه نباید از خود دور گردانم» این رو به صورت به پوستر خیلی خفن در بیار به صورت اینفوگرافیک Voir plus