حتماً! اما اجازه بده اول قصهی شب هفدهم رو برات بنویسم، چون شب شانزدهم رو گفتیم و شب هفدهم مونده. بعدش میریم سراغ شب هجدهم: --- شب هفدهم: قصهی آراد و هرم جادویی غذا (ویژهی پسران) موضوع بهداشتی: آشنایی با هرم غذایی و تنوع در خوردن آراد پسر بچهی هشت سالهای بود که فقط غذاهای خاصی میخورد: سیبزمینی سرخکرده، ناگت مرغ و پیتزا! هر وقت مامان غذایی سالم مثل سوپ یا خورش سبزی میپخت، آراد بینیاش را چین میداد و میگفت: «اینها مال من نیست!» مامانش نگران بود که آراد ویتامینهای لازم را نمیگیرد. امروز بعد از مدرسه، آراد با گرسنگی به خانه آمد و یک بشقاب بزرگ سیبزمینی سرخکرده خواست. اما وقتی بشقاب را جلویش گذاشتند، ناگهان بشقاب شروع به درخشیدن کرد! یک هرم بزرگ و رنگارنگ با پلههای مختلف از وسط بشقاب بیرون آمد. روی هر پله، یک گروه از مواد غذایی قرار داشت. یک پیرمرد کوچک با کلاه آشپزی و ریش سفید از بالای هرم پایین آمد و گفت: «سلام آراد! من پدربزرگ هرم غذا هستم! ببین این هرم جادویی، راهنمای تغذیهی سالم است!» آراد با تعجب به هرم نگاه کرد که از پایین به بالا، طبقات مختلفی داشت. پدربزرگ هرم غذا به پایینترین و بزرگترین طبقه اشاره کرد و گفت: «این پایین، خانهی نان و غلات است! مثل نان سبوسدار، برنج، ماکارونی و جو دوسر. اینها به بدن تو انرژی میدهند! باید روزانه ۶ تا ۱۱ واحد از اینها بخوری!» آراد به طبقهی بالاتر نگاه کرد که پر از میوهها و سبزیجات رنگارنگ بود. پدربزرگ گفت: «طبقهی دوم، خانهی میوهها و سبزیجات است! اینجا پر از ویتامینها و مواد معدنی است که بدنت را قوی و سالم نگه میدارد. باید روزانه ۳ تا ۵ واحد سبزی و ۲ تا ۴ واحد میوه بخوری!» طبقهی سوم، پر از لبنیات، گوشت و تخممرغ بود. پدربزرگ توضیح داد: «اینجا Voir plus