به نام ایران چهل روز گذشت… چهل روزی که هر لحظهاش با اندوه و آشفتگی همراه بود. در این چهل روز، با اینکه نه شما رو میشناختم و نه هرگز دیده بودمتون، واستون عزاداری کردم. گریه کردم اشک ریختم انگار یکی از عزیزان خودم رو از دست داده باشم چهل روز با ذهنی درگیر و آشفته و قلبی سنگین گذشت. چهل روزی که غم شما را با تمام وجودم حس کردم؛ غمی که فقط یک خبر یا یک اتفاق نبود، زخمی بود بر جانم. درد، وقتی دردِ میهن باشد، مرز آشنایی و ناآشنایی نمیشناسد. این چهل روز سخت گذشت و میدونم روزهای پیش رو هم آسون نیست. اما امروز، بیش از هر چیز، وظیفه ما زنده نگه داشتن نام جاویدنامان و جانفدایان وطن است؛ نگذاریم یادشان در هیاهوی زمان گم شود.این روزها و کشتارها و قتل عام ها و این نامها باید در حافظه ما زنده بمانند. با همه خشم و اندوهی که در دل داریم، باید از خشممان مراقبت کنیم؛ مبادا تاریکی درون، ما را از نور دور کند. امید که روزی، نه چندان دور روشنایی بر تاریکی پیروز می شود. یادتان زنده، نامتان جاودان. جاوید شاه Mehr sehen